زلف رها کرده

زلف رها کرده

تا زلف رها کردی با ما تو چه ها کردی

ای حلقه در حلقه بنگر که چه ها کردی

روح و تن من یک بود بربال ملائک بود

دردا که خطا کردم از خانه جدا کردی

من واله و گم گشته درعشق فنا گشته

دل دادم و دل بردی افسوس رها کردی

عمریست به دورانم بی خانه و ویرانم

مجنونم و سرگشته  دیوانه رها کردی

من عاشق روی تو ویرانه ی کوی تو

ای حاکم و من بنده بر بنده جفا کردی

 (م،الف/کوهی)


منبع این نوشته : منبع
کردی